قوانین آفرینش

فک کنم داشتم میترکیدم:|

سه شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۹ ق.ظ


 

 

داشتم این کلیپ رو میدیدم...همه ش با خودم میگفتم چقدر از مذهبی ها و مذهبی نماها اینجوری مردم رو از دین زده کردن...چقدر از ماها توی حاشیه های دین گیر کردیم و متن دین داره خاک میخوره؟!...

 

همین عزاداریهای محرم رو چجوری معرفی کردیم؟!!...چرا اینقدر بعضی ها از محرم فراری اند و فکر میکنن همه ش غصه و گریه س؟!!

 

چرا هیچکس نیومد از نشاط بعد از عزاداری حرف بزنه،از اون خنده هایی که خود آدم نمیدونه از کجا میادو  اینجوری آدم قلبش مست و سرخوش میشه؟!!..

این که چرا میان شعر میگن که "اصلا حسین جنس غمش فرق میکند..."

 

خب چون وقتی گریه میکنیم موقع عزاداری وقتی از مجلس میایم بیرون چنان نشاطی وجودمون رو پر میکنه که اگه  بعدش آدم تنهایی قدم بزنه ،حس میکنه داره پر در میاره و میره

 

خیلی ها فکر میکنن ما باید بریم برا زخمهای حسین گریه کنیم،...

ولی چقدر باید جاهلانه باشه این طرز تفکر...

ما باید بریم به یاد حسین برای امام عصرمون گریه کنیم...

که آقا گرچه آب رو بر تو نبستیم،ولی از شدت گناه راه اومدنت رو بستیم...

گرچه مثل شمر و عمر سعد و...تیر به تنتون نزدیم،اما با هر گناه زخمی به دلت نشوندیم که از زخم شمشیر سوزنده تره...

آقا نکند موقع لعن فرستادن آخر زیارت عاشورا،در حال لعنت فرستادن به خودمون باشیم

همونجا که میگیم خدایا لعنت کن هرکسی که در حق محمد و آل محمد ظلم کرده رو...

ما میریم به سر و روی خودمون میزنیم برای بدبختی خودمون...

حسین شهید شد که ما بفهمیم،و وای به حال ما اگه بجای فهمیدن بنشینیم واسه زخمها ودردهاشون گریه کنیم،که اگر این ها دلیل گریه های ما بود حضرت زینب (س) نمیگفتن توی کربلا جز زیبایی ندیدم...

 

ما باید این شبها مثل حر باشیم،بریم و زانو بزنیم پیش امام عصر،بگیم غلط کردیم،ببخش و بگذار برگردیم پیشت...

 

ادم از این همه زیبایی کربلا انگشت به دهن میمونه،...کربلا خودش اول و آخر قصه ی دنیاست...

قصه ی کسایی که به خدا پشت کردن...قصه ی کسایی که برای خدا جنگیدند و شهید شدند...قصه ی ادمهایی که در راه خدا زنده موندن و شکنجه شدن،قصه ی آدمایی که حسرت خوردند،قصه ی آدمهایی که با یک تلنگر از مسیر غلط برگشتند و عاقبت بخیر شدند،قصه ی عاقبت دنیا پرستی،....

 

کربلا پره از امید و عشق و حسرت و عبرت و ....

کربلا دانشگاست...

چرا به ما گفتن بنشینیم دل بسوزونیم واسه زخمهای حسین،چرا کاری کردند یادمون بره حسین کوه شجاعت و رشادت و قدرت بود؟!!...

چرا به بچه هامون نگفتیم امام حسین و ابالفضلش از هر سوپر من و بت من و....قدرتش بیشتر بود و شگفت انگیزتر بود؟!!...

 

ما کجا گیر کردیم؟!!...

چادر سر میکنیم و به بی حجابی ی  زنها گیر میدیم،بی حجابیم و به غیبت و دروغ چادریها گیر میدیم...

ریش میذاریم و به موهای فشن مردم گیر میدیم،فشن هستیم و به ریا کاری ی ریش دار ها گیر میدیم...

 

ما حق گیر دادن به ادم ها رو نداریم فقط صرف اینکه جنس گناهمون باهم فرق داره...ما حق نداریم حسین رو از غیر مذهبی ها بگیریم،حق نداریم به جرم اینکه نوع گناهشون با گناهای ما فرق داره از در خونه ی حسین ردشون کنیم...

 

یادبگیریم به مردم گیر ندیم...

اگه غیر مذهبی ها و مذهبی ها اینقدر روی عقایدشون تعصب نداشتند و مینشستند پای حرفای هم دیگه و با محبت به هم گوش میدادند...الان یه گروه به اون گروه نمیگفت امل،اون یکی به این یکی نمیگف غرب زده...

اون نمیگف دنیا رو آخوندها خراب کردن،اون یکی نمیگف راه ظهور رو شما بستین...

 

ما همه قاطی کردیم،یه عده میگن آهای عرب پرست ها نرین مکه پولتون رو نریزین تو حلقون عربها،بعد از اینور خودشون پا میشن میرن دوبی خوشگدرونی...

مگه اونها هم عرب نیستن؟!!

یه عده میگن ما میخوایم نمازمون رو فارسی بخونیم،مگه ما عربیم که عربی  با خدا حرف بزنیم...

بعد میرن کلی پول میدن رقص عربی یاد میگیرن...

به زناشون میگن چادر چاقچور کنن،بعد میرن با موگرینی عکس سلفی میگیرن...

یا خیلی چیزهای دیگه که حالا واجب نیست همه ش رو بگم...تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

 

ما گیر کردیم توی دور باطل...

مذهبی ها تو حاشیه گیر کردن و غیر مذهبی ها بخاطر لجبازی با این حاشیه نشین ها کل دینشون رو به باد دادن...

 

توی دانشگاه یه استادی داشتیم که به طرز وحشتناکی با بد حجابی برخورد میکرد،طوری که وسط پله ها یا راهرو با دست به طرف اشاره میکرد و سرش داد میزد که خانم موهاتو بپوشون...بعد اون بچه ها از ترس موهاشونو میپوشوندن و کلی از رفتار استاد حالشون بد میشد...طوری که تا استاد میرفت از حرصشون تمام موهاشونو میریختن بیرون...

و حالا بخاطر اینجور طرز برخوردها بیاین ببینیم چه بلایی سر جوونها اومده،جوونهاایی که کل وقتشون میره پای  میز آرایش و...و شعارشونم اینه که آزادی میخوان و چیشون از غربیها کمتره؟!!

بعد میرن با خارجیها مصاحبه میکنن در مورد ارایش...اونا میگن ما ارایش نمیکنیم چون اعتماد به نفس داریم،ارایش نمیکنیم چون وقتمون مهمه و باید صرف کارای دیگه بکنیم و...

 

یه معلم فیزیک داشتیم که میگف یکسال یه دانش اموزی داشتم که خارج زندگی کرده بود و به دلایلی برگشته بود ایران...

میگف اگه کسی ابروهاش نامرتب بود بهش میگف چرا اینقدر شلخته ای و خودش همیشه ابروهاش تمیز و اصلاح کرده بود

اما اگه کسی حتی یه ریمل ساده زده بود تعجب میکرد و میگف خجالت اوره این کارا...

 

بعد من نمیدونم دختر و پسرهای ما از کدوم فرهنگ غرب دارن تبعیت میکنن؟!!

 

بعد من میگم هیچوقت رژ و لاک و اینا نمیگیرم همه چپ چپ نگام میکنن:)))

 

 

الان اصلا نمیدونم چرا این همه نوشتم،اصن نمیدونم دقیقا چی چی نوشتم :)))

ولی نمیدونم چرا اینقدر حرف تو دلمه...خودم میدونم اصلا پستم ترتیب درست و حسابی نداره ولی اشکال نداره مینویسم بلکه حرفام کم بشه:))

 

 

دو سال پیش شب تاسوعا بقدری گریه کردم و حضرت عباس رو صدا زدم که چیزی نمونده بود بیهوش بشم...

 

گذشت تا این که پارسال چنان اشتباهی کردم که خودم باورم نمیشد...

تموم مدت گله میکردم از حضرت عباس،که مگه تو باب الحوائج نیستی؟که مگه قرار نبود مراقبم باشی؟!مگه قرار نبود دستم رو بگیری؟!! که خودت باید بجای من جوابگو باشی پیش خدا،چون من این همه التماست رو کردم و...

 

خلاصه اینقدر چرت و پرت گفتم که حد نداشت...ولی لطف و کرم خدا و اولیاش که با این رفتارها ی ما ازمون دریغ نمیشه...

امسال بعد از مشهد فروردین متحول شدم و بعد اومدم و اومدم و اومدم تا حالا که حال دلم خوشههه^_^

 

حالا امسال منتظر شب تاسوعام که بگم آقا غلط کردم اگه گاهی شک کردم به باب الحوائجیت،آقا غلط کردم اگه حرف نابجا زدم، آقا میدونم میبخشی ولی بازم میگم ببخش...

 

من و همه ی آدمها اگه ستارالعیوب و غفارالذنوب بودن خدا نبود حالا اینقدر راحت ننشسته بودیم اینجا از حال خوشمون بنویسیم...

خدا ما رو نیاورده دنیا که زجر بکشیم و گناه نکنیم،اورده که فقط لذت ببریم...

امام صادق گفتن مومن باید لباس و خانه و مرکب خوب داشته باشه...

خدا گفته شکور باشین و گلایه کرده که "قلیل من عبادی الشکور"...کم اند بندگان من که شکور باشند،بقیه دمغ اند،افسرده اند،ناراحتند...

خدا توی قرآنش گفته انسان باااید به فضل و رحمت خدا دلشاد باشه که این از هر چیزی براش بهتره...

ینی خدا گفته شااااد باشین تا در های رحمتم به روتون باز بشه...

امام صادق گفته خوشبین باشین که کارتون راه بیفته...

و این یعنی با حسن ظن داشتن میتونیم زندگیمون رو پیش ببریم...

 

 همه ی تمرکزمون رفته روی اختلاس کننده ها و دزدها و تموم حسمون به مملکت داغون شده...

چرا نمیایم به این همه ادم خیر که این همه کار خیر میکنن توجه کنیم...والا به خدا توی همین برنامه ی خندوانه اینقدر مردم کمک کردند که برای تمام بچه هایی که سوءتغذیه دارن توی ایران غذا فراهم شد...توی ماه عسل چندین ملیارد پول جمع شد و هزارو اندی ادم از زندان آزاد شد،توی همین برنامه ی دم افطار شبکه اصفهان یک عااالمه آدم رو از زندان آزاد کردن...

این همه ادم خوب توی ایران هست اونوقت رواست بخاطر چن تا ادم بیشعور کل مهر و محبت یک کشور رو زیر سوال ببریم؟!!

 

چرا یاد نمیگیریم خوبی های ایران رو ببینیم،چرا اونقدر فقر فرهنگی داریم که مردممون یک عالمه پول خرج میکنن میرن خارج و کشورهای دیگه واسه تفریح،اونوقت همین ادمها حتی شیراز و اصفهانی که دنیااا میان ببیننش رو ندیدن...

چرا غربیها قرآن مارو قشنگتر میخونن ،چرا از احادیث ائمه ی ما برای درستی حرفاشون استفاده میکنند و ماهایی که ادعای کتابخون بودنمون میشه هیچی از اسلام نمیدونیم...چرا ارمنی ها میان توسل پیدا میکنن به حضرت عباس اما ما دنبال زرتشتی شدن و ....هستیم...

 

وااای حرفام تموم نمیشه چرا:|

 

بقیه ش باشه برا بعد

دستم شکست:))))

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۴
اقلیما ...

نظرات  (۸)

سلام!اول بگم وقتی یه نفر یه متن چند صفحه ای می خونه و می گه با یه خطش موافق نیستم،به این معنی نیست که بقیه متنو ندیده یا باهاش مخالفه(یعنی موافقه😊)
دوم:درمورد اختلاس و...به نظرم اینکه یه سری کارهای خوب انجام می شن دلیل نمی شه به دزدی های بزرگ بی تفاوت باشیم.اصلا ابعاد دوتا قضیه باهم متفاوتن.
پاسخ:
سلام
اول بگم باورم نمیشد کسی این همه متن رو حوصله کنه بخونه:))

دوم این که قرار نیست بی تفاوت باشیم به همچین آدمایی، برعکس باید تا قرون آخر بیت المال رو از حلقومشون باید بکشیم بیرون...
اما این یه درصد آدم بی شعور باعث شدن وقتی از ایران حرف میزنیم فقط از دزد و اختلاسش بگیم...
کل حرف من اینه که چرا شاکر  اون یک عالمه آدم پاک و مهربون کشورمون هم نیستیم
چرا میگیم همه تو ایران دزدن
چرا گناه مسئولین فداکار و وفادار رو هم میشوریم و میگیم اینا همشووون دزدن
فقط بخاطر اینکه بعضی ها دزدی میکنن
اگه حتی فقط یه مسئول درست و صادق وجود داشته باشه،وقتی میگیم اینا همشون دزدن داریم به اون یک نفر تهمت میزنیم...
چرا یادمون دادن فقط بدیها رو ببینیم...


هر چی پیش میرم بیشتر میبینم اسلام دین نشاط و شادیه...
اصلا به احادیث و ایات و روایاتی دارم میرسم که برام عجیبه چرا این همه مدت هیچ کس از این چیزا برامون نگفته بود...
چرا خدا رو اینقدر نامهربون به ما شناسوندن...
خدایی که با شکرگزاری یک عالمه چیزای خوب ب ما میده
اگه شاکر ادم خوبای کشورمون نباشیم قطعا داریم کفران نعمت میکنیم و قطعا کفران نعمت ها رو از ما دور میکنه...
مردم ما اکثرا ناراضی هستند...و این دلیل پس رفت کشورمونه متاسفانه
۰۴ مهر ۹۶ ، ۲۰:۵۴ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
سلآمـ مریمـ جآن :)

خدا قوتــ !

مآشآلآ مآشآلآ چ کردی !

تآزه نوشتی بقیش برا بعد :دی

اما اینو بدون اغراق بگمـ اینقد خوبـ نوشتی کهـ آدمـ از خوندش خستهـ نمیشهـ :)

حرفآتـ حرفآی دل منمـ بود... فقط من مثل تو قلمـ خوبی برای نوشتن ندارمـ ...

خیلی خوبهـ کهـ دغدغهـ مندی :)

ان شآاللهـ کهـ مآ جزو این دستهـ از افراد نبآشیمـ ...

بصیر بآید بود ... :)
پاسخ:
سلام عزیزم
خیلی ممنون:)))

والا هرچی مینوشتم یه چیز دیگه میومد تو ذهنم:)))

لطف داری عزیزم،ولی اینقدر جسته گریخته نوشتم که حد نداشت...
دیگه یکم ویرایشش برام سخت بود...تازه دیدم حلقوم رو نوشتم حلقون :))))
سوادم نم کشیده،چن تا پست پایین هم صور اسرافیل رو نوشتم سور اسرافیل
از دست رفتم،دیگه قلمی برام نمونده خخخ:))))

ان شاءالله که همیشه حال دلمون خوش باشه...حال دل که خوب باشه نه حال قضاوت آدم ها رو داریم،نه حال دیدن بدیها رو...
سلام!ممنون که جواب دادین.یه جورایی باهاتون موافقم،الآن تو فضای مجازی همش پستایی ردو بدل می شه که ایران چقدر وضعش خرابه وهمه دزدن و... ویه جوری احساس می کنم توی این حرفا غرق شدیم.البته نمی گم که اشتباه می گن اما یه عبارتی هست:"سرریز اطلاعات"ما اینقدر اینا روشنیدیم وخوندیم که حساسیتمون کم شده و فقط انرژی منفیش رومون تاثیر می ذاره.
پ.ن:الآن نوشتم رو یه بار دیگه خوندم به این نتیجه رسیدم که یکم بی ربطه😅به بزرگی خودتون ببخشید!
به هر حال خوشبینی ودیدن مثبت ها خیلی خوبه.من از آغاز سال96 سعی کردم مثبت اندیش تر باشم،خیلی حال آدمو خوب می کنه.

پاسخ:
سلام
والا با این پستی که من گذاشتم با این مساحت،باید هرکی میخونه بش بگم خدا قوت دلاور
دیگه جواب کامنت دادن که چیزی نیست بزرگوار:)))

دقیقا فضای مجازی و قاطی کردن راست و دروغ مردم رو از کشور بیزار کرد
مشکلات همیشه بوده ولی در کنار چیزهای خوب قرار داشت و اینقدر اذیت کننده نبود
ولی حالا ما توی فضای مجازی فقط از اوضاع بد میگیم و دیگه خوبی ای رو کنار این مشکلات نمیذاریم که موج مثبتی هم در کنار موج منفی داشته باشیم...

نه اتفاقا با ربط بود:))

خداروشکر که شروع کردین...پس کم کم منتظر معجزات توی زندگیتون باشین
من از دیماه پارسال شروع کردم...الان میبینم این چندماه یکطرف و کل زندگیم هم یک طرف دیگه...
دنیا و ادماش برام کلا عوض شدن...اتفاقای خوب...حس های عالی...

پیشنهاد میکنم کتاب راز قدرت راندا برن رو بخونین ،حتما عاشقش میشین
کتاب چهار اثر فلورانس اسکاول شین هم محشره...پی دی افش هم هست
من این روزها به هرکی میبینم میگم تا دیر نشده شروع کنین...حیف از عمری که اشتباهی زندگی کردیم ولی ماهی رو هروقت از اب بگیریم تازه ست...
 

اصلن دین‌ مگه چیه؟ چرا دین؟ چرا خدا؟ خدا ماییم و دین وجدانمونه مریم. بقیه ش داستانه. داستانی برای نفهمیدنهای انسانهای پیشین. دین بد نیست تا وقتی ک حاکم نشده باشه. وقتی میلد ب این سفت و سختی حکومت میکنه میشه ایران. چقدر گذشته از حکومت دینی در ایران؟ هنوز نیم قرن هم نشده و مطمئنن تا نیم قرن دیگه مغلوب خواهد شد. زمانی دین مقدس و محترم بود. حالا شده یه حاکم زورگوی نفرت انگیز. 
پاسخ:
سلام سید^_^
دین چیست؟دین برنامه ای دقیق برای رسیدن به سعادت است
چرا دین؟؟چون راه رسیدن به سعادت است
چرا خدا؟چون خدا خالق جهان است و از هرکس به جهان مسلط تراست و از هرکس مهربانتر است

خداماییم...
اره ما خداییم ،خدا مارو خلیفه ی خودش روی زمین  قرار داده ،پس توانایی خدایی کردن داریم،چنانچه حضرت عیسی میگن اگر ایمان داشته باشی و به کوه بگی نباش،نیست میشه...
در حدیث قدسی داریم که:
خداوند بلند مرتبه مى‏فرماید: بنده‏ام، از من اطاعت کن تا تو را مانند خود سازم. همان طورى که من زنده هستم و نمى‏میرم تو هم همیشه زنده باشى. همان طورى که من غنى هستم فقیر نمى‏شوم تو هم همیشه غنى باشى. همان طورى که من هر چه را اراده کنم مى‏شود تو را هم همین طور سازم...

شاید امروز کافی بود فقط تلویزیون رو روشن کنی تا ببینی واسه یه شهید چه غوغایی به پاست...اونوقت میدیدی دین هنوز زنده ست...
هر پیش بینی ای واسه اخرالزمان کردند درست از اب در اومده...کافیه سرچ کنی ببینی...همون خدایی که گفت اخر الزمون اینقدر دین کمرنگ میشه،همون خدا گفته دین عاقبت پیروز میشه و جهان رو پر میکنه...

لیلا جان،وقتی ما غرق گناه میشیم  کل ادم ها و وقایع اطرافمون طوری میشه که فکر میکنیم همه ی دنیا همینه...
فقط کافیه یک هفته از فضایی که هستیم دور بشیم ...اونوقت می بینیم دنیا همه ش اونی که می دیدیم نیست...
یه جرقه و یه تلنگر رسول ترک و علی گندابی ها رو میسازه...

دین رو به ما بد شناسوندن قبول...
ولی هربار به دلت شک افتاد بشین فکر کن
بگو چرا هرچی الان کشف میکنن خدا هزارو اندی پیش توی قرآنش گفته بوده...همین معجزه ی قرآن بس که شک رو از بین ببریم...
دیگه امام حسین و عزایی که بعد از هزار سال سرد نمیشه جای خودش رو داره...

وقتی ما بد میشیم دلیل نمیشه به اصل دین و خدا شک کنیم...
ایت الله بهجت میگن وقتی غرق گناه میشیم کارمون به استهزاء و انکار میکشه...
پس اگر گاهی شک میکنیم و میگیم عایا خدایی هست یا نیست بخاطر گناهانمونه که ما رو به انکار کشونده...
خودت فکر کن ببین بچه هم که بودی همین نظرو داشتی؟!!...
من نمیگم تو گناهکاری...چون خودم به این درد مبتلا شده بودم دارم اینا رو میگم...
وقتی ادم هیج جوره اروم نمیشه...هیچ کس و هیچ چیز ارومش نمیکنه...همه ش دنبال کس و چیز دیگه میگرده...همه ش سرگردون و افسرده ست...فقط بخاطر اینه که خدا رو گم کرده...بقول بزرگی انسان جز با خود خدا سیر نمیشه

همه ی اینایی که گفتم نظر خودم بود
اصلا قصدم این نیست که تو رو متقاعد کنم چون هرکس هر جور دوست داره میتونه زندگی کنه و بقول قرآن هیچ اکراهی در دین نیست...هرکسی مختاره خودش مسیرش رو تعیین کنه
مریم تعاریفت از دین و خدا تو حلقم. اینا رو تو مدرسه یادمون دادن. تو تعریفت چیه؟ بهجت و بقیه میدونن با چه کلماتی افراد ترسویی مثل شما رو پایبند ب دین نگه دارن تا قدرت دین رو حفظ کنن و جامعه رو کنترل کنن. من وقتی بچه بودم در حال آموزش دیدن این بودم ک خدا چیست و چراست و فلان. شما یه بچه رو بهش یاد نده خدا چیه اون وقت خدایی براش وجود نخواهد داشت. چون فقط یه مفهومه ک ما بهش همه چی دادیم. اون بچه خیلی ساده میتونه یه آدم اخلاق مدار بار بیاد یا هرچیزی. انقدر تعصب داشتن نشانه ضعفه. اگه خدا قوی بود میگفت شک کنین و مطمئن باشین ک دوباره ایمان میارید نه اینکه از تو قنداق بهمون بگن خدا اله و بله و وقتی بچه میپرسه خدا کجاست میگن زبونتو گاز بگیر الان تو رو مینداره جهنم :)))
شک مقدمه ی یقینه. شک کن. نترس. یقینی ک بعد از شک حاصل بشه ارزشمندتر از تمام تحمیل شده های پیش از اینه.
پاسخ:
اره دیگه اون تعریفها همونی بود که تو مدرسه گفتن،منم به شوخی اونجوری گفتم:)))

نه عزیزم تو معنی قرآن رو یکبار بخون اونوقت میبینی حرفای خدا رو میگفتن اونا هم...

تو به من بگو ترسو،ولی خدا شاهده به چیرایی رسیدم که حتی نه ذره ای از ادمها میترسم و نه ذره ای از این که یک روز قراره بسوزیم...چون به این باور رسیدم خدا به هر بهونه ای مارو میبخشه و کاری به بزرگی گناهمون نداره همونجور که نصوح رو با اون وضع بخشید و به پادشاهی رسوندش...

خیلی ها هستن توی دنیا که هیچوقت خدا رو از بچگی نمیشناختن ولی با یکبار قران خوندن خودشون خداپرست واقعی شدن...

اتفاقا خیلی هم تعصب نداریم،امام علی خودشون گفتن دین رو سخت نگیرید و علی چه کشید از این مردم سجده کن و آیه خوان و به ظاهر متدین :))

میگن یه عده از کفار داشتن توی کعبه ادرار میکردن،میرن سراغ پیامبر که بیایم بریم با شمشیر از کعبه بیرونشون کنیم،پیامبر گفتن اونا هرکاری بکنن تقصیر شماست چون اونقدر ایات غضب و عذاب خدارو براشون خوندین و امرو نهیشون کردین که اینجوری شدن...برا همینه که میگم مخالف این هستم که با بی حجابی و اینها تو کشور مبارزه کنن...

تو برو توی ویکی پدیا در مورد زاکر برگ موسس فیسبوک و صاحب اینستاگرام بخون...
اونم مثل تو اوایلش به وجود خدا شک کرد ...
ولی تهش رسید به این که نمیشه خدایی نباشه...

بدیه ماها اینه که فک میکنیم همه چیز رو آخوندها از خودشون در اوردن...
تو برو ببین کسی مثل صادق هدایت که افکاری شبیه الان تو داشت تهش چی شد؟!!
اونقدر زجر کشید که خودکشی کرد...

تو هرچی اخوند و کتاب دینی هست رو بیخیال شو
محض رضای این که نگی ندونسته چیزی رو رد کردم بشین معنی قرآن رو بخون...
نخواستی برو زندگی همون خارجیهایی که قبولشون داری رو بخون...
ببین تهش چی میشه...
من نمیخوام چیزی رو به تو تحمیل کنم ولی برای این که به خودت بدهکار نباشی هیچی رو بدون تحقیق رد نکن...
اگر خدایی باشه که سود بردی و به یک چیزی دست پیدا کردی،اگه خدایی هم نبود دیگه به خودت بدهکار نیستی و هر کی هروقت از خدا گفت با دست میزنی تو دهنش و با این دلایلی که بلدی حالیش میکنی...

ببخش که اینو میگم ولی حرفات هیچکدوم هیچی پشت نیست،انگار داری حرفای یه عده ادم دیگه رو تکرار میکنی...
من هیچوقت نمیتونم تو رو متقاعد کنم،چون تو با یک بک گراند از چیزایی که دورو برت میبینی و چیزایی که دیگران بت دیکته کردن و تو باورشون کردی پست و جواب کامنتای من رو میخونی،از همون اولش که شروع میکنی به خوندنش میگی چرت و پرتن،شاید حتی کامل نخونیشون و همینجوری با چشم ردشون کنی که سریع تموم بشی و همین چیزایی که میگی رو تحویلم بدی...

دین نه نماز خوندن و دولا و راست شدنه،نه تو سرو کله ی خودت زدن
دین فقط شاااد بودنه
این چیزیه که تازه بهش رسیدم...
من چه میدونستم ایمان چیه؟!!....تا وقتی باور نکردم خدا به نماز روزه ی من هیچ احتیاجی نداره نتونستم این چیزارو بفهمم...
من نمی فهمیدم چرا امام صادق علیه السلام میگن یجوری دعا کنین که انگار چیزی که میخواین همین الان پشت دره...
من بخدا نمیفهمیدماااا...مث یه ادم نفهم چادر سرم میکردم و نماز میخوندم...
هیچییی نمیدونستم بخدا...
ولی حالا که فقط ذره ای از این همه چیز رو فهمیدم زندگیم زیر و رو شده...مطمئنم اگه بخوام دنیارو هم فتح کنم خدا قدرتش رو در من گذاشته
کاش میشد با کلمه ها یه چیزایی رو گفت...ولی نمیشهههه 
فقط و فقط این رو میدونم که اگه الان خدارو هم برات بیارم و بذارمش رو به روت تو ابدا قانع نمیشی چون نمیخوای قانع بشی...
پس نه زور الکی میزنم نه باهات بحث میکنم اگه میبینی اینقدر مینویسم هم بخاطر همون هیجانات درونیمه که نمیتونم کنترلشون کنم و دارم سرریز میشم....وگرنه نظر تو محترمه...تو بگو خدا نیست...دین مفته...چه ضرری برا من داره این حرفت...هیچی...

از قضا مریم جان زندگی با وجود خدا بسیار زیبا و قابل تحمل تره. برای همینه صادق هدایت و امثالهم خودکشی میکنن. چون نمیشه واقعن تحمل کرد زندگی رو. اما شما امید و اعتقاد دارین و فکر میکنین هر چقدرم بد باز خدا هست و حواسش هست و حکمتی داشته و فلان. خیلی دوس داشتم دوباره یه خدا وارد زندگیم بشه ک ب زندگی صفا بده. ولی عمیقن باور دارم اگر قراره خدایی رو باور کنم اون خدای اسلام نخواهد بود. 
پاسخ:
از قضا لیلا جان  زندگی خیلی قشنگتر از این حرفهاست چون خدا وجود داره...
کسایی که خدارو گم میکنند خودکشی میکننددچون واقعا زندگی بدون اعتقاد بخدا زجر آوره...و بهشون حق میدم خودشون رو بکشند...
زندگی اگه بد باشه بدی رو ماساختیم وگرنه خدا جز خیر هیچی نیست...
تو سر سفره ی بابات نون حلال خوردی،هرچقدرم دور بشی خدا منتظرت میمونه که برگردی...
حالا هرقدر میخوای دور شو...فقط بدیش اینه که این وسط یه روزای سختی رو پشت سر میذاری...افسرده میشی...بی هدف میشی و حس پوچی پیدا میکنی ...هربار دنبال ادم جدیدی میگردی که پیشش آروم شی و هربار که از قبلی کنده میشی فک میکنی بعدی بهترینه وباز کنده میشی و میری سراغ بعدی...ولی هیچوقت اروم نمیشی و هیچوقت اونی که کامل باشه رو پیدا نمیکنی...اونقدر سرگردون میشی که حتی به دیوار مشت میزنی و به زمین و زمون ناسزا میگی...یا نه اونقدر بی انگیزه میشی که یهو میبینی حتی با دمپایی و شلوار ورزشی میای تو کوچه خخخخ

شوخی میکنم:)))
الهی که زود خدارو پیدا کنی...فقط همین.
سلام مریم جان
عزاداری هات قبول باشه
ایام سوگواری رو تسلیت می گم و خیلی خیلی التماس دعا دارم
دلنوشته هات مثل همیشه زیبا و خوندنیه
الهی همیشه سلامت و موفق باشی

پاسخ:
سلام عزیز دلم
از تو هم قبول باشه ان شاءالله

محتاجم به دعاهای قشنگت

فدای تو،لطف داری:)
الهی تو هم همیشه حال دلت خوش باشه عزیزم^_^


سلام.راستی از آیات واحادیثی  گفتین که اسلام رو به شما بیش تر وبهتر معرفی کردن.می شه اینجور آیاتی رو اینجاهم بنویسین تا ماهم بهره مند شیم؟ 
پاسخ:
سلام
این ایات و روایاتی که میگم اسلام رو از یه زاویه ی دیگه به من نشون داد
این که لازم نیست زجر بکشیم تا بخدا نزدیک بشیم
میشه در کمال ایمان اسوده زندگی کرد و به خدا نزدیک شد

ان شاءالله به مرور زمان هرچی یاد میگیرم پست میکنم داخل وب^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">